خرید بک لینک

مامان:بشین سر میز صبحانه تو بخور و کمی با هم حرف بزنیم(تله برا خوردن)

زینب:میدونی مامان الان چیزی به ذهنم نمی رسه بدم تو هال فیلم ببینم هروقت حال داشتم میام

نرگس و زینب تو راه رو در حال پوشیدن کفش برا بیرون رفتن

نرگس:زینب ببین ته کفش من چه جنسیه(پز دخترونه)

زینب خانم در جواب:حالا وقت این حرف ها نیس بدو بریم دیر شد

برچسب: نویسنده: بردیا موسوی‌پور تاريخ: شنبه 10 اسفند 1398 ساعت: 0:16

صفحه بندی