خرید بک لینک
نرگس دم پایی رو با شتاب در میاره پرت میشه به سمت بالا و می افته رو شومینه

حدود یه ساعت بعد آقای پدر با یه کیک کوچیک میان و نرگس غافل گیر میشه

یه جشن کوچک میگیریم و تولدشان رو تبریک میگیم

آخر شب نرگس بانو میگن مامان من نمیدونستم که پنج ساله شدم و انرژی ام زیاد شده

و حالا میتونم کفشم رو بندازم رو شومینه

البته فردا قراره یه تولد و عصرانه برا ایشون بگیریم

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۵ساعت 15:48  توسط مامان نرگس |

برچسب: نویسنده: بردیا موسوی‌پور تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 2:27

صفحه بندی